حیات طیبه_ روزی صدای تانکها و موشکهای دشمن، ایثارگران پیر و جوان را به میدان نبرد کشاند، جایی که گفته میشد جنگ جای کودکان نیست، بودند نوجوانانی که بیترس از صدای انفجار دنیای کودکی و نوجوانیشان را رها کردند و به میدان نبرد شتافتند.
ایثار بذل جان برای همنوع و هموطن است، و سالهاست این معنا در شکلهای مختلف خود انجام میگیرد. یک روز کسی لباس دفاع از حرم به تن میکند میرود در کشوری که محلسکونت او نیست و برای اعتقاداتش، برای همنوعش جان نثار میکند. گاهی هم لباس سفید پزشکی بر تن میکند و خود را به نبرد ویروس ناشناختهای میرساند که هر روز جان چندین نفر را میگیرد.
اینها همه وقایعی ست که یک زمان پیش آمده و گروه کثیری را درگیر خود کرده. گروهی که حداقل از دوران نوجوانی خود عبور کرده باشند و در عنفوان جوانی خود باشند.
اما خارج از مرز بیمارستانها و نبرد با داعش در خانههای شهرهای کوچک خارج از تهران در میان شهر کوچکی در جنوب ایران نوجوانی سر از پوستهی ایثار بیرون میآورد و به نبرد آتش میشتابد. وقتی حُرم آتش خانهی دیگری را میسوزاند و صدای پیرزن و دختر کوچکی بلند میشود فرقی نمیکند چند ساله باشی حتی در ۱۵ سالگی به آتش هجوم میآوری تا دیگری را از آن نجات دهی.
فرقی نمیکند چند سال از نوجوانیات باقیمانده باشد چند سال دیگر بخواهی درگیر بازیهای نوجوانیات باشی و در کوچه کنار دوستان همسالت با توپ پلاستیکی بازی کنی، تو بزرگ مرد متولد شدهای، از همان زمانی که از شیر مادر ارتزاق میکردی رسم مردانگی و ایثار را میآموختی.
امروز ما بزرگ مرد کوچکی را از دست دادیم که قطعا الگویش نوجوانانی بودند که در میدان نبرد با دشمن بعثی جان بر کف ایستادند.
امروز نام او در تاریخ کنار آن بزرگ مردان خواهد درخشید.
انتهای پیام/